این پیشبینی نگرانکننده از سوی Citrini Research، یک شرکت آمریکایی کمتر شناختهشده در زمینه "ابرروندهای تحولآفرین"، منتشر شده است.
پست این شرکت در ساباستک، که آن را "سناریو، نه پیشبینی" نامید، سرمایهگذاران را با تصویرسازی آیندهای نزدیک که در آن سیستمها یا عاملهای خودکار هوش مصنوعی کل اقتصاد آمریکا را، از مشاغل گرفته تا بازارها و وامهای مسکن، دگرگون میکنند، به وحشت انداخت.
جزئیات سناریوی سیترینی
سناریوی سیترینی از هماکنون آغاز و تا ژوئن 2028 ادامه دارد و پیشبینی میکند نرخ بیکاری در آمریکا به بیش از 10% برسد و جنبش "اشغال سیلیکون ولی" در مقابل دفاتر OpenAI و Anthropic شکل بگیرد. در این میان، زنجیرهای از رویدادها که توسط استفاده گسترده از عاملهای هوش مصنوعی تحریک میشوند، شرکتهای نرمافزاری را فلج کرده و تأثیرات آن به وامهای خصوصی و مسکن سرایت کرده و منجر به یک مارپیچ نزولی کنترلنشده خواهد شد.
تأثیرات اقتصادی اولیه و سازوکارها
هرچند این سناریو بر اساس گمانهزنی است، اما سرمایهگذاران را به شدت نگران کرده است. در واکنش به این گزارش، شاخص S&P بیش از 1% سقوط کرد و ارزش سهام شرکتهایی مانند Uber، American Express، Mastercard و DoorDash بین 4% تا 6% کاهش یافت. تحلیلگران این گزارش را "محتوای آخرالزمانی واقعی" مینامند که میتواند "زنگ بیدارباشی" برای اقتصاد باشد. سناریوی سیترینی شرح میدهد که چگونه عاملهای هوش مصنوعی با حذف "اصطکاک" از اقتصاد، شرکتهای ارائهدهنده خدمات نرمافزاری و واسطهها (مانند آژانسهای مسافرتی و خدماتی چون DoorDash و Uber) را کنار میزنند. همچنین با پیشبینی استفاده از ارزهای دیجیتال توسط عاملهای هوش مصنوعی برای کاهش هزینههای تراکنش، شرکتهای پرداخت سنتی مانند Visa و Mastercard را تهدید میکند. بخش حیاتی دیگر این سناریو، پیشبینی بیکاری گسترده در میان کارکنان یقه سفید است؛ چرا که هوش مصنوعی در همان وظایفی که انتظار میرود انسانها به آن روی آورند، نیز توانمند میشود. این امر منجر به انتقال انبوه کارگران به مشاغل ناپایدار اقتصاد گیگ، کاهش دستمزدها، و کاهش هزینههای مصرفکننده میشود. شرکتها نیز در مواجهه با کاهش تقاضا، به جای سرمایهگذاری در نیروی انسانی، به هوش مصنوعی بیشتر روی میآورند، که سیترینی آن را "یک حلقه بازخورد بدون ترمز طبیعی" میخواند. پیامدهای این وضعیت زمانی که توان خرید 10% از کارگران آمریکایی که 50% از هزینههای مصرفکننده را تشکیل میدهند، به یکباره از بین میرود، بسیار گسترده خواهد بود.
بحران گسترده و چالشهای سیاستگذاری
این بحرانهای اولیه به بازارهای گستردهتر نیز سرایت کرده و از طریق نکول در اعتبارات خصوصی و ایجاد بحران مسکن، اوضاع را وخیمتر میکند، چرا که وامهای شرکتهای نرمافزاری که بر پایه درآمدهای پایدار آتی استوار بودهاند و همچنین اقساط وامهای مسکن کارکنان یقه سفید از دست رفته، قابل پرداخت نخواهند بود. این وضعیت به "مارپیچهای نزولی" دامن میزند: کاهش مشاغل منجر به کاهش تقاضا و سرمایهگذاری بیشتر در هوش مصنوعی میشود و بحران اعتبارات و مسکن، اعتماد مصرفکننده را متزلزل کرده و به اخراجهای بیشتر میانجامد. سیترینی تأکید میکند که ابزارهای سیاست مالی کنونی قادر به مقابله با این بحران نیستند، زیرا این مشکل ناشی از شرایط مالی سخت نیست، بلکه از سرمایهگذاری در هوش مصنوعی است که "هوش انسانی را کمتر کمیاب و با ارزشتر" میکند. این سناریو به سقوط بازارها در اواخر سال 2027 و از بین رفتن 57% از شاخص S&P اشاره دارد. همچنین، دولتها در مدیریت بحران ناشی از کاهش درآمدهای مالیاتی و نیاز به حمایت بیشتر از خانوارها با چالش روبرو خواهند شد، در حالی که شرکتهای هوش مصنوعی به موفقیت خود ادامه داده و "تولید ناخالص داخلی شبحگونه" ایجاد میکنند که در آمارها ظاهر میشود اما به اقتصاد واقعی وارد نمیشود. این سناریو با هشداری پایان مییابد که برای اولین بار، "مولدترین دارایی اقتصاد، مشاغل کمتری تولید میکند" و نیاز به "چارچوبهای جدید" برای رویارویی با جهانی که در آن "ورودی کمیاب، فراوان شده است" وجود دارد. تأثیر این سناریو برخی تحلیلگران را متعجب کرده است، از جمله استیون اینس که میگوید مقالات فکری هوش مصنوعی به محرکهای اصلی بازار تبدیل شدهاند، در حالی که بازار پیشتر نسبت به جنگها و تورم بیتفاوت بود.
لینک مقاله اصلی
۰
از ۵
۰ مشارکت کننده








